شمسه چیست؟ تاریخچه، انواع، ساختار و کاربرد آن در هنر ایرانی

1405/05/06
دسته بندی :
شمسه چیست؟ تاریخچه، انواع، ساختار و کاربرد آن در هنر ایرانی

شمسه چیست؟ تاریخچه، انواع، ساختار و کاربرد آن در هنر ایرانی

مقدمه

شمسه یکی از شناخته‌شده‌ترین و فاخرترین نقشمایه‌های تزیینی در هنر ایرانی و اسلامی است. در ساده‌ترین تعریف، شمسه نقشی مرکزگرا با سازمان‌بندی شعاعی است که عناصر بصری آن گرداگرد یک نقطه کانونی شکل می‌گیرند و از آن به سوی پیرامون گسترش می‌یابند. این ساختار که خورشید را در ذهن تداعی می‌کند، در طیف گسترده‌ای از هنرها از تذهیب، جلدسازی و کتاب‌آرایی گرفته تا قالی‌بافی، کاشی‌کاری و فلزکاری کاربرد داشته است.

اما وجه تمایز شمسه از دیگر نقوش مدور چیست و چرا هر طرح دایره‌ای یا خورشیدمانندی را نمی‌توان شمسه نامید؟ این مقاله می‌کوشد با نگاهی دقیق و مستند، ابعاد تاریخی، ساختاری، نمادین و کاربردی این نقشمایه را در بستر هنر ایرانی و اسلامی واکاوی کند.

شمسه چیست؟

شمسه در هنر ایرانی و اسلامی معمولاً به یک نقش یا مدالیون مرکزیِ مدور گفته می‌شود که سازمان بصری آن بر تقارن دورانی و گسترش عناصر تزیینی پیرامون یک نقطه کانونی استوار است. این تعریف را می‌توان نقطه عزیمت دانست، اما درک کامل شمسه مستلزم توجه به چند ویژگی کلیدی است:

  • مرکزیت: هر شمسه دارای یک نقطه کانونی مشخص است که تمام عناصر از آن نشأت می‌گیرند.
  • تقارن شعاعی: طرح با چرخش حول مرکز بر خود منطبق می‌شود. این ویژگی بنیادین، شمسه را از نقوشی با تقارن صرفاً محوری متمایز می‌کند.
  • فرم غالباً مدور: اگرچه فرم دایره‌ای رایج‌ترین است، وجود شرفه‌ها (زائده‌های تزیینی بیرونی) می‌تواند ظاهری ستاره‌مانند یا چندپر به شمسه ببخشد.
  • جایگاه غالب در ترکیب‌بندی: شمسه یک عنصر حاشیه‌ای یا فرعی نیست، بلکه معمولاً نقشی اصلی و تعیین‌کننده در ساختار بصری اثر است.

الین رایت در پایان‌نامه دانشگاهی خود با عنوان The shamsa in Iranian illuminations (1988)، شمسه را در بستر نسخه‌های خطی ایرانی بررسی کرده و بحث را از کاربرد مدورهای بزرگ در صفحات آغازین، پایانی یا بخش‌بندی نسخه‌ها آغاز می‌کند. این پژوهش نشان می‌دهد که درک شمسه بدون توجه به بستر تاریخی و کاربردی آن ممکن است گمراه‌کننده باشد.

نکته مهم دیگر اینکه کاربرد واژه «شمسه» در هنرهای مختلف یکسان نیست. برای نمونه، یک نقش مرکزی شعاعی در قالی ممکن است در برخی منابع «شمسه» و در منابع دیگر «ترنج» یا «مدالیون مرکزی» نامیده شود. این سیالیت اصطلاحی را باید بازتاب پیچیدگی و تنوع سنت‌های هنری و پژوهشی دانست، نه نشانه بیدقتی.

ریشه و معنی واژه شمسه

واژه «شمسه» از ریشه عربی «شمس» به معنای خورشید گرفته شده و این نام‌گذاری با ساختار بصری نقش که پرتوهایی از یک مرکز به سوی پیرامون می‌گسترد، هماهنگی کامل دارد. فرهنگ معین آن را «نقشی خورشیدمانند که در تذهیب یا طراحی پارچه به کار می‌رود» تعریف کرده است (معین، ذیل «شمسه»).

اما این واژه همیشه به معنای امروزین آن به کار نمی‌رفته است. بر اساس مدخل «Shamsa» در دایرةالمعارف اسلام (Encyclopaedia of Islam, THREE)، در سده‌های نخستین اسلامی، شمسه به نوعی تاج یا چتر آویخته از طلا یا نقره گفته می‌شد که با مروارید و سنگ‌های قیمتی تزیین می‌گردید و در مراسم سلطنتی کاربرد داشت. لغت‌نامه دهخدا نیز به «چتر زرین یا نقره‌ای که بر روی آن نقش خورشید بوده» اشاره دارد (دهخدا، ذیل «شمسه»). این شواهد نشان می‌دهد که مفهوم شمسه در طول تاریخ از یک شیء درباری به یک نقشمایه تزیینی تحول یافته است.

شمسه نماد چیست؟

پرسش درباره معنای نمادین شمسه را می‌توان در سه سطح بررسی کرد:

نخست، سطح واژه و فرم. ارتباط نام شمسه با خورشید و ساختار بصری شعاعی آن که پرتوهای خورشید را تداعی می‌کند، روشن‌ترین و مستندترین وجوه معنایی این نقشمایه هستند.

دوم، سطح تفسیرهای پژوهشی. الین رایت در پژوهش خود به امکان پیوند شمسه با سنت‌های نمادین کهن‌تر اشاره می‌کند. برخی محققان ارتباط آن را با نماد خورشید در سنت ساسانی که نشان‌دهنده فرّ ایزدی و مشروعیت سلطنتی بود، مطرح کرده‌اند. در برخی خوانش‌های متأخر نیز شمسه به‌عنوان بیانی مادی از ذات الهی و مفهوم توحید تعبیر شده است (Wright, 1988). این تفاسیر فرضیه‌های پژوهشی ارزشمندی هستند، اما نباید به‌عنوان معنای قطعی و همیشگی شمسه به همه آثار تعمیم داده شوند.

سوم، سطح برداشت‌های عمومی. در فضای اینترنت، شمسه اغلب با مفاهیمی مانند «نماد کمال» یا «وحدت الهی» معرفی می‌شود. این برداشت‌ها گرچه الهام‌بخش‌اند، اما پشتوانه تاریخی مستند ندارند و بیشتر بازتاب نگاه معاصر به نمادپردازی هستند.

تاریخچه شمسه در هنر ایرانی و اسلامی

نقوش خورشیدی و شعاعی در ایران پیش از اسلام

در هنر ایران پیش از اسلام، نقوشی با سازمان‌دهی شعاعی و مرکزگرا به‌وفور دیده می‌شوند. سفالینه‌های تپه سیلک (هزاره چهارم پیش از میلاد) با نقوش دایره مرکزی و خطوط شعاعی، نقش «روزت» (گل چندپر) در سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید، و گچ‌بری‌ها و ظروف نقره‌ای ساسانی با نقوش خورشیدسان، نمونه‌های شاخصی از این سنت بصری کهن هستند.

با این حال، هیچ سند تاریخی مکتوب یا شواهد باستان‌شناختی قطعی وجود ندارد که نشان دهد شمسه دوران اسلامی مستقیماً از یک نقش مشخص پیشااسلامی ریشه گرفته است. آنچه می‌توان گفت این است که ایده طراحی یک نقش مرکزگرا با بسط شعاعی، پیشینه‌ای دیرینه در فرهنگ بصری فلات ایران دارد و هنرمندان دوره اسلامی این ایده را در قالبی نو و با کارکردهای متفاوت به کار گرفتند.

شمسه در دوره‌های نخستین اسلامی

شواهد مربوط به کاربرد واژه «شمسه» به معنای یک نقش تزیینی در سده‌های نخستین اسلامی محدود است. همان‌طور که اشاره شد، مدخل دایرةالمعارف اسلام از کاربرد اولیه این واژه برای یک شیء سلطنتی خبر می‌دهد، نه یک نقش تزیینی (Encyclopaedia of Islam, THREE). با این حال، نقوش مدور و مرکزگرا به‌عنوان یک ایده بصری در هنر سرزمین‌های اسلامی تداوم داشت و زمینه برای ظهور نمونه‌های شاخص در سده‌های بعد فراهم بود.

شمسه در دوره سلجوقی

دوره سلجوقی (قرون پنجم و ششم هجری) را می‌توان دوره‌ای مهم در تکامل هنرهای تزیینی ایران دانست، اما شواهد مستقیم برای استفاده از اصطلاح «شمسه» در این دوره اندک است. با این حال، ساختارهای شعاعی در گچ‌بری‌ها، آجرکاری‌ها و برخی فلزکاری‌های این دوره حضور چشمگیری دارند. محراب مسجد جامع اردستان با آرایش شعاعی طاق‌نماهای خود، نمونه‌ای از کاربست ساختارهای مرکزگرا در معماری سلجوقی است. این ساختارها را می‌توان زمینه‌ساز رواج گسترده‌تر شمسه در دوره‌های بعد دانست.

تاریخچه شمسه در هنر ایرانی و اسلامی

شمسه در دوره ایلخانی

کهن‌ترین نمونه‌های قابل‌شناسایی شمسه در نسخ خطی اسلامی به سده هفتم هجری (سیزدهم میلادی)، یعنی دوره ایلخانی، بازمی‌گردد (Wright, 1988). این تاریخ‌گذاری بر اساس بررسی نسخ خطی باقی‌مانده انجام شده و نشان‌دهنده قدیمی‌ترین نمونه‌های مستندشده است.

در این دوره، عوامل متعددی در شکل‌گیری و رواج شمسه مؤثر بودند: علاقه مجدد به متون علمی یونانی که در آن‌ها از نقوش مدور برای تزیین صفحات آغازین استفاده می‌شد، سنت‌های نمادین سلطنتی، و تأکید عرفان اسلامی بر مفهوم نور. شمسه‌های این دوره با زراندازی گسترده و تلفیق نقوش هندسی و اسلیمی شناخته می‌شوند.

شمسه در دوره تیموری

دوره تیموری (قرن نهم هجری) را باید عصر طلایی شمسه در هنر کتاب‌آرایی دانست. در این دوره، تحت حمایت کتابخانه‌های سلطنتی در هرات، شیراز و تبریز، هنر تذهیب به اوج ظرافت و پیچیدگی رسید.

ویژگی‌های شاخص شمسه‌های تیموری عبارت بود از: ظرافت فوق‌العاده بندهای اسلیمی با پیچ‌وتاب‌های دقیق و منظم که اسکلت اصلی نقش را می‌ساختند؛ گل‌ها و برگ‌های ختایی با جزئیات خیره‌کننده که در گره‌گاه‌ها و فضاهای خالی جای می‌گرفتند؛ زراندازی متراکم با استفاده گسترده از طلا که درخششی چشمگیر به شمسه‌ها می‌بخشید؛ شرفه‌های پرکار و متنوع با طرح‌های پیچیده؛ و ترکیب‌بندی چندلایه که از حلقه‌های متحدالمرکز هم‌پوشان تشکیل می‌شد و عمق بصری ایجاد می‌کرد. جلدهای چرمی ضربی این دوره نیز بستر مهمی برای نمایش شمسه‌های فاخر بودند.

شمسه در دوره صفوی

دوره صفوی (قرون دهم تا دوازدهم هجری) دوره گسترش شمسه به هنرهای گوناگون است. در این عصر، شمسه از کتاب‌آرایی فراتر رفت و به قالی‌بافی، کاشی‌کاری و فلزکاری نیز راه یافت.

قرآن شیراز (حدود ۹۵۶ هجری) با دو شمسه طلایی و چندرنگ در صفحه افتتاحیه، نمونه‌ای درخشان از تذهیب صفوی است (Christie’s, Sale 5062791). خمسه خواجوی کرمانی (بخارا، ۱۰۲۹ هجری) نیز دارای شمسه‌ای نفیس با تذهیب زرین است که به امامقلی خان، حاکم بخارا تقدیم شده (Christie’s, Sale 6500557). نکته قابل توجه درباره این نسخه آن است که در قلمرو اشترخانیان تولید شده و نشان می‌دهد سنت شمسه‌سازی به جهان ایرانی فراتر از مرزهای سیاسی صفوی تعلق داشته است.

شمسه در دوره قاجار

در دوره قاجار، سنت شمسه‌سازی با تغییرات سبک‌شناختی تداوم یافت. جلدهای روغنی (لاکی) با نقوش گل و مرغ و گاه چهره‌نگاری، به بستر محبوبی برای شمسه‌های مرکزی تبدیل شدند. کاشی‌های تکی با طرح شمسه نیز با رنگ‌های لاجوردی، فیروزه‌ای و زرد در بناهای مذهبی و غیرمذهبی رواج یافتند.

شمسه در هنر معاصر

امروزه ساختار منظم و متقارن شمسه، آن را به عنصری جذاب برای طراحان تبدیل کرده است. این نقشمایه در طراحی گرافیک، طراحی داخلی، طراحی پارچه و منسوجات، و طراحی دیجیتال به کار گرفته می‌شود.

جدول زمانی تاریخچه شمسه

دوره جایگاه و ویژگی شمسه
ایران پیش از اسلام نقوش شعاعی مشابه (روزت، خورشیدسان)؛ بدون اثبات تبار مستقیم
دوره‌های نخستین اسلامی شواهد محدود برای نقش تزیینی؛ کاربرد واژه برای شیء سلطنتی
دوره سلجوقی حضور ساختارهای شعاعی در معماری و گچ‌بری؛ شواهد مستقیم «شمسه» اندک
دوره ایلخانی ظهور کهن‌ترین نمونه‌های مستند شمسه در کتاب‌آرایی
دوره تیموری عصر طلایی؛ اوج ظرافت در اسلیمی، ختایی و زراندازی
دوره صفوی گسترش از کتاب‌آرایی به قالی، کاشی و فلزکاری
دوره قاجار تداوم با تغییرات سبکی؛ رواج جلدهای لاکی و کاشی‌های تکی
هنر معاصر استفاده در گرافیک، دکوراسیون و طراحی دیجیتال

ساختار و اجزای شمسه

شناخت شمسه بدون آشنایی با اجزای سازنده آن ممکن نیست. این اجزا از مرکز به پیرامون عبارت‌اند از:

مرکز: نقطه کانونی که طراحی از آن آغاز می‌شود. در نمونه‌های ساده، مرکز با یک دایره کوچک توپر یا نقطه زرین مشخص می‌شود و در شمسه‌های پیچیده‌تر با یک گل ختایی چندپر یا ترکیب اسلیمی پوشانده می‌شود.

واحدهای شعاعی (پره‌ها): بدنه اصلی شمسه که از مرکز به سوی بیرون گسترش می‌یابد. تعداد این واحدها متنوع است و بر اساس تصمیم هندسی و طراحی تعیین می‌شود.

لایه‌های متحدالمرکز: در شمسه‌های پیچیده، چندین حلقه هم‌مرکز با نقوش متفاوت وجود دارد که بر غنای بصری طرح می‌افزایند.

ساختار و اجزای شمسه

قاب: خط یا نواری که کل شمسه را در بر می‌گیرد و آن را از فضای پیرامون جدا می‌کند. قاب می‌تواند ساده یا مزین به نقوش تزیینی باشد.

شرفه: زائده‌های تزیینی شعله‌مانند، قطره‌ای یا برگ‌مانند که از لبه بیرونی قاب به خارج امتداد می‌یابند. شرفه مخصوص شمسه نیست و در ترنج‌ها و سرلوح‌ها نیز به کار می‌رود.

نقوش داخلی:

  • اسلیمی: بندهای انتزاعی و پیوسته با پیچ‌وتاب‌های منظم که اسکلت اصلی بسیاری از شمسه‌ها را تشکیل می‌دهند.
  • ختایی: گل‌ها، برگ‌ها و غنچه‌های گیاهی انتزاعی که در گره‌گاه‌ها و فضاهای خالی اسلیمی جای می‌گیرند.
  • نقوش هندسی: در برخی شمسه‌ها، طرح بر اساس گره‌های هندسی شکل گرفته است.

هندسه شمسه چگونه شکل می‌گیرد؟

در پس هر شمسه کلاسیک، یک شبکه هندسی دقیق نهفته است. طراحی با تعیین نقطه مرکزی آغاز می‌شود و دایره اصلی بر اساس تعداد پره‌های مورد نظر به بخش‌های مساوی تقسیم می‌گردد. فرمول ساده آن تقسیم ۳۶۰ درجه بر تعداد پره‌هاست. سپس یک «واحد پایه» در یکی از قطاع‌ها طراحی شده و حول مرکز تکثیر می‌شود. این ساختار دقیقاً همان چیزی است که حس تعادل و هماهنگی را در شمسه ایجاد می‌کند.

جدول زیر زاویه چند نمونه رایج را نشان می‌دهد. توجه شود که این اعداد صرفاً نمونه‌های هندسی هستند و به معنی وجود یک استاندارد تاریخی ثابت نیستند:

تعداد پره‌ها زاویه میان هر دو پره
۶ ۶۰°
۸ ۴۵°
۱۰ ۳۶°
۱۲ ۳۰°
۱۶ ۲۲.۵°

انواع شمسه

دسته‌بندی زیر یک طبقه‌بندی آموزشی و تحلیلی برای درک بهتر تنوع شمسه‌هاست، نه یک نظام رسمی تاریخی.

از نظر فرم

  • شمسه مدور ساده: فرم کاملاً دایره‌ای و بدون زائده بیرونی.
  • شمسه شرفه‌دار: دارای شرفه‌های تزیینی در پیرامون قاب.
  • شمسه ستاره‌ای یا چندپر: به دلیل وجود شرفه‌های بلند یا فرم کلی پره‌ها، ظاهری ستاره‌مانند دارد.
  • شمسه چندلایه: متشکل از چندین لایه متحدالمرکز با نقوش متفاوت.
  • شمسه با آرایش شعاعی پیچیده: تلفیقی از فرم‌های فوق با جزئیات فراوان.

انواع شمسه

از نظر نقوش داخلی

  • شمسه اسلیمی: غلبه با بندهای اسلیمی.
  • شمسه ختایی: غلبه با گل‌ها، برگ‌ها و غنچه‌های ختایی.
  • شمسه ترکیبی (اسلیمی و ختایی): رایج‌ترین نوع؛ اسلیمی اسکلت و ختایی پرکننده فضاهاست.
  • شمسه هندسی: طرح بر اساس گره‌های هندسی.

از نظر تعداد پره

نمونه‌هایی با ۶، ۸، ۱۰، ۱۲، ۱۶ و ۲۰ پره در آثار تاریخی دیده می‌شوند. تعداد پره‌ها یک تصمیم طراحی و هندسی بوده و استاندارد مطلق تاریخی برای آن وجود ندارد.

شمسه در تذهیب و کتاب‌آرایی

یکی از مهم‌ترین و شاخص‌ترین عرصه‌های بروز و تکامل شمسه، هنر کتاب‌آرایی و به‌ویژه تذهیب است. در نسخه‌های خطی نفیس، شمسه نقشی فراتر از تزیین صرف داشت و حکم یک «ایستگاه بصری» برای مکث، تأمل و ورود به دنیای متن را ایفا می‌کرد.

شمسه بخشی از نظام بصری تذهیب است. برای آشنایی با کلیت این هنر، مقاله «تذهیب چیست؟» را بخوانید.

شمسه در جلدسازی

جلدهای چرمی ضربی دوره تیموری و جلدهای روغنی (لاکی) دوره صفوی و قاجار از مهم‌ترین بسترهای نمایش شمسه بودند. در یک جلد تیموری، شمسه مرکزی با نقوش اسلیمی و ختایی و با غلبه طلا بر زمینه لاجوردی یا قهوه‌ای چرم خودنمایی می‌کرد. در جلدهای لاکی دوره‌های بعد، شمسه با نقوش گل و مرغ، منظره‌سازی و پیکره‌نگاری تلفیق شد.

شمسه در صفحات افتتاحیه

در بسیاری از نسخه‌های نفیس، پیش از آغاز متن، یک یا دو صفحه مستقل به شمسه‌های بزرگ و پرکار اختصاص می‌یافت. این شمسه‌ها که دروازه ورود به متن بودند، با زراندازی گسترده و تذهیب ظریف اجرا می‌شدند.

شمسه و زراندازی

طلا یکی از مهم‌ترین مواد مورد استفاده در شمسه‌های فاخر بود و درخشش آن با ماهیت خورشیدگونه این نقشمایه هماهنگی بصری داشت. در شمسه‌های نفیس، زمینه با طلا پوشانده می‌شد و نقوش اسلیمی و ختایی با رنگ‌های لاجوردی، شنگرف و سبز بر روی آن می‌نشستند و درخششی روحانی به صفحه می‌بخشیدند.

شمسه در قرآن و نسخه‌های مذهبی

نسخه‌های قرآنی همواره بستری برای فاخرترین شمسه‌ها بوده‌اند. قرآن شیراز (حدود ۹۵۶ هجری) با دو شمسه طلایی و چندرنگ در صفحه افتتاحیه، نمونه‌ای درخشان از این سنت است (Christie’s, Sale 5062791). شمسه‌های اصلی قرآن‌ها را باید از نقوش مدور کوچک حاشیه‌ای که برای نشانه‌گذاری تقسیمات متن (جزء، حزب، سجده) به کار می‌رفتند، متمایز دانست.

تفاوت شمسه با سرلوح

این تمایز برای درک تخصصی کتاب‌آرایی ضروری است: سرلوح کادری مستطیلی و افقی در بالای صفحه آغازین متن است که با کتیبه و نقوش تزیینی همراه می‌شود و با متن در یک صفحه مشترک است. شمسه اما نقشی مرکزگرا و مدور است که می‌تواند در صفحه‌ای مستقل و بدون متن قرار گیرد.

شمسه در معماری ایرانی

معماری ایرانی سرشار از ساختارهای شعاعی و مرکزگراست. گنبد مسجد شیخ لطف‌الله در اصفهان نمونه‌ای شاخص است که شبکه‌ای از نقوش اسلیمی و ختایی با کاشی معرق از مرکز آن به پایین گسترش می‌یابد. برخی پژوهش‌های معاصر حتی از «هندسه فراکتال» در تحلیل این ساختار یاد کرده‌اند (Rezazade, 2023).

شمسه در معماری ایرانی

با این حال، شمسه اصطلاحی است که ریشه در کتاب‌آرایی دارد و کاربرد آن در معماری به‌اندازه تذهیب قطعیت ندارد. بسیاری از آرایه‌های گنبدها، اگرچه ساختاری خورشیدسان دارند، در منابع تاریخی «شمسه» نامیده نشده‌اند. از این رو برای توصیف این ساختارها عباراتی مانند «ساختار شعاعی» یا «ترکیب‌بندی مرکزگرا» دقیق‌تر است. همچنین داستان مشهور «طاووس» در گنبد مسجد شیخ لطف‌الله یک برداشت متأخر و فاقد منبع تاریخی معتبر است.

در مقابل، کاشی‌های تکی با طرح شمسه در بناهای دوره قاجار یا پنجره‌های مشبک با ساختار شعاعی را می‌توان مصادیق روشن‌تری از کاربرد شمسه در معماری دانست.

شمسه در قالی و فرش ایرانی

قالی ایرانی عرصه‌ای است که در آن مرز میان «شمسه» و «ترنج» همواره مورد بحث بوده است. در بسیاری از قالی‌ها، یک نقش مرکزی بزرگ نقطه کانونی طرح را می‌سازد. این نقش بسته به فرم و ساختار، می‌تواند «ترنج» یا «شمسه» نامیده شود. ترنج اصطلاحی اصیل در سنت طراحی فرش است که فرم‌های بیضی، لوزی یا دایره‌ای را شامل می‌شود و تقارن آن اغلب محوری است. در مقابل، وقتی نقش مرکزی ساختاری کاملاً شعاعی و خورشیدسان داشته باشد، اصطلاح شمسه برای آن به کار می‌رود.

شمسه در قالی و فرش ایرانی

قالی اردبیل (محفوظ در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، شماره ثبت 272-1893) نمونه‌ای کلاسیک از این بحث است. این قالی که احتمالاً به سفارش دربار شاه طهماسب برای آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی بافته شده و تاریخ آن ۹۴۶ هجری است، دارای نقش مرکزی با ۱۶ پرتو شعاعی است (Victoria and Albert Museum). موزه از این نقش با عنوان «مدالیون مرکزی» یاد می‌کند، اما در برخی منابع دیگر «شمسه» نامیده شده است. این تفاوت نشان می‌دهد که در بستر فرش، مرز اصطلاحات سیال است و یک نقش واحد می‌تواند با عناوین متفاوتی توصیف شود.

شمسه در کاشی‌کاری، فلزکاری و هنرهای سنتی

فراتر از کتاب‌آرایی و قالی، ردپای شمسه در دیگر هنرهای سنتی نیز دیده می‌شود. در کاشی‌کاری دوره قاجار، کاشی‌های مستقل با طرح شمسه و رنگ‌های لاجوردی، فیروزه‌ای و زرد رواج داشتند و در بدنه بناها به کار می‌رفتند. در فلزکاری نیز بر روی قلمدان‌ها، آینه‌ها و درِ برخی بقاع متبرکه دوره صفوی و قاجار، نقوشی با ساختار شعاعی قابل مشاهده است که می‌توان آن‌ها را با شمسه مرتبط دانست.

تفاوت شمسه، ترنج، مدالیون و روزت

جدول زیر مقایسه‌ای میان این چهار اصطلاح پرکاربرد ارائه می‌دهد:

ویژگی شمسه ترنج مدالیون روزت
فرم غالب مدور، خورشیدسان بیضی، لوزی، دایره هرگونه قاب‌بندی مرکزی دایره‌ای، گل‌مانند
نوع تقارن اغلب شعاعی (دورانی) قوی اغلب محوری یا دوگانه متغیر شعاعی
جایگاه در ترکیب‌بندی عنصر مرکزی و غالب عنصر مرکزی هر عنصر برجسته مرکزی اغلب نقشمایه تکراری
بستر اصلی کاربرد تذهیب، جلد، برخی قالی‌ها قالی، قالیچه، برخی جلدها تاریخ هنر (اصطلاح عمومی) معماری پیشااسلام، سکه‌شناسی
سیالیت اصطلاح در کتاب‌آرایی دقیق‌تر؛ در فرش سیال در قالی سیال‌تر بسیار عمومی و فراگیر نسبتاً ثابت در بستر خود

چگونه شمسه طراحی کنیم؟

طراحی شمسه سنتی تلفیقی از هندسه دقیق و خلاقیت در طراحی نقوش است. در ادامه، مراحل طراحی یک شمسه ۸ پر به صورت گام‌به‌گام آمده است:

چگونه شمسه طراحی کنیم؟

  1. تعیین مرکز: نقطه‌ای را به‌عنوان قلب شمسه مشخص کنید.
  2. رسم دایره: دایره‌ای به شعاع دلخواه رسم کنید.
  3. تعیین تعداد پره‌ها: مثلاً ۸ پر.
  4. محاسبه زاویه: ۳۶۰ تقسیم بر ۸ مساوی با ۴۵ درجه.
  5. رسم خطوط راهنما: دایره را با خطوطی که از مرکز می‌گذرند به ۸ قطاع ۴۵ درجه‌ای تقسیم کنید.
  6. طراحی واحد پایه: در یکی از قطاع‌ها، نقطه مرکزی را تزیین کنید، بند اسلیمی را رسم کنید، و گل‌ها و برگ‌های ختایی را در گره‌گاه‌ها و فضاهای خالی بگنجانید. دقت کنید که خطوط در لبه‌های قطاع باید طوری پایان یابند که پس از تکثیر با قطاع مجاور پیوستگی داشته باشند.
  7. تکثیر دورانی: واحد پایه را حول مرکز به تعداد ۸ بار کپی و تکثیر کنید.
  8. طراحی لایه‌های داخلی: در صورت نیاز، حلقه‌های متحدالمرکز بیشتری با نقوش متفاوت اضافه کنید.
  9. طراحی قاب: یک دایره با شعاع بزرگ‌تر دور کل نقش رسم کنید.
  10. طراحی شرفه‌ها: زائده‌های تزیینی را روی قاب طراحی و تکثیر کنید.
  11. قلم‌گیری و رنگ‌آمیزی: خطوط اصلی را ضخیم‌تر و جزئیات داخلی را نازک‌تر رسم کنید تا عمق بصری ایجاد شود.

طراحی شمسه در Illustrator و نرم‌افزارهای وکتور

نرم‌افزارهای وکتور مانند Adobe Illustrator و CorelDRAW به دلیل دقت بالا و قابلیت تکثیر آسان، ابزارهایی ایده‌آل برای طراحی شمسه هستند. نکات کلیدی در Illustrator عبارت‌اند از:

  • با استفاده از کلید Alt (ویندوز) یا Option (مک)، نقطه مرکزی شمسه را به عنوان مرکز چرخش تعیین کنید.
  • یک واحد پایه را انتخاب کنید، ابزار Rotate را برگزینید، زاویه را وارد کرده و دکمه Copy را بزنید.
  • با فشردن Ctrl+D (ویندوز) یا Cmd+D (مک) عمل تکثیر را تا تکمیل شمسه ادامه دهید.
  • اجزای مختلف را در لایه‌های جداگانه قرار دهید.
  • درباره Unite کردن تمام اجزا از طریق Pathfinder احتیاط کنید؛ زیرا قابلیت ویرایش مستقل رنگ و فرم هر بخش از بین می‌رود.

وکتور شمسه چیست؟

وکتور شمسه نسخه دیجیتالی این نقشمایه است که به جای پیکسل، از مسیرهای ریاضی تشکیل شده و مزایایی چون تغییر اندازه بدون افت کیفیت، ویرایش آسان رنگ، و مناسب بودن برای چاپ حرفه‌ای دارد. فرمت‌های رایج شامل AI (قابل ویرایش)، EPS (سازگار با نرم‌افزارهای مختلف)، SVG (استاندارد وب) و PDF (برای چاپ و اشتراک‌گذاری) می‌شود.

کاربرد شمسه در طراحی معاصر

ساختار منظم و چشمنواز شمسه آن را به عنصری محبوب در میان طراحان معاصر تبدیل کرده است. از جمله کاربردهای امروزین آن می‌توان به طراحی گرافیک (لوگو، پوستر، کارت ویزیت)، جلد کتاب و بسته‌بندی محصولات فرهنگی، طراحی پارچه و منسوجات به‌عنوان الگوی تکرارشونده، کاشی و سرامیک در دکوراسیون داخلی، کاغذ دیواری و دیوارپوش‌های تزیینی، هویت بصری برندها، و طراحی دیجیتال (بک‌گراند وب‌سایت، الگوهای تکراری) اشاره کرد.

کاربرد شمسه در طراحی معاصر

جمع‌بندی

شمسه یکی از فاخرترین نقشمایه‌های تزیینی در هنر ایرانی و اسلامی است. هویت آن بر پایه مرکزیت و تقارن شعاعی استوار است و نامش را از خورشید وام گرفته. این نقش در یک سیر تاریخی، به‌ویژه از دوره ایلخانی به بعد، به عنصری کلیدی در کتاب‌آرایی بدل شد، در دوره تیموری به اوج ظرافت رسید، و در دوره صفوی به دیگر هنرها چون قالی‌بافی و معماری راه یافت. درک دقیق شمسه مستلزم شناخت ساختار هندسی آن، تمایز آن از نقوش مشابه، و توجه به نمونه‌های تاریخی مستند است.

پرسش‌های متداول درباره شمسه

شمسه چیست؟

شمسه نقشی تزیینی با ساختار شعاعی و مرکزگراست که معمولاً فرمی مدور دارد و در تذهیب، جلد، قالی و معماری ایرانی کاربرد داشته است.

شمسه نماد چیست؟

ارتباط نام و فرم آن با خورشید قطعی است. تفاسیر عمیق‌تر مانند نماد نور یا توحید، فرضیه‌های پژوهشی هستند، نه معانی قطعی و همیشگی.

شمسه چند پر دارد؟

تعداد پره‌ها متنوع است و استاندارد ثابت تاریخی ندارد. اعداد ۶، ۸، ۱۲ و ۱۶ در نمونه‌های زیادی دیده می‌شوند.

تفاوت شمسه و ترنج چیست؟

اصلی‌ترین تفاوت در نوع تقارن است: شمسه اغلب تقارن شعاعی و ترنج اغلب تقارن محوری دارد. در قالی، مرز این دو سیال است.

شمسه در تذهیب چه کاربردی دارد؟

شمسه عنصری اصلی در تذهیب است و برای تزیین جلدها، صفحات افتتاحیه و بخش‌بندی نسخه‌های خطی به کار می‌رفته است.

شمسه در معماری ایرانی چه کاربردی دارد؟

بسیاری از تزیینات معماری ایرانی ساختار شعاعی دارند، اما لزوماً همه آن‌ها «شمسه» نامیده نمی‌شوند.

آیا هر نقش خورشیدمانند شمسه است؟

خیر. آنچه شمسه را می‌سازد، مرکزیت و سازمان شعاعی دقیق عناصر است، نه صرفاً شباهت ظاهری به خورشید.

شمسه و روزت چه تفاوتی دارند؟

روزت نقشی گل‌مانند با پیشینه کهن در هنر پیشااسلام است. شباهت فرمی به معنای تبار یکسان نیست.

شمسه با ماندالا چه تفاوتی دارد؟

شمسه و ماندالا از نظر ساختار هندسی ممکن است شباهت‌هایی داشته باشند، اما از نظر خاستگاه تاریخی، سنت هنری و کاربرد فرهنگی یکسان نیستند و نباید صرفاً به دلیل فرم دایره‌ای مشابه، آن‌ها را معادل یکدیگر دانست.

چگونه شمسه طراحی کنیم؟

با تعیین مرکز، تقسیم دایره بر ۳۶۰ درجه و تکثیر یک واحد پایه حول آن مرکز. راهنمای کامل در مقاله آمده است.

وکتور شمسه چیست؟

نسخه دیجیتال و مبتنی بر مسیر نقش شمسه است که قابلیت تغییر اندازه بدون افت کیفیت دارد و برای طراحی گرافیک ایده‌آل است.

منابع و مآخذ

منابع انگلیسی

  • Wright, Elaine Julia. The shamsa in Iranian illuminations. Master’s Thesis, University of Victoria, 1988.
  • Encyclopaedia of Islam, THREE. s.v. “Shamsa”. Brill Reference Works.
  • Victoria and Albert Museum, Collection Online. The Ardabil Carpet. Museum no. 272-1893.
  • LACMA Collections. Ardabil Carpet, dated 1539-40 (A.H. 946).
  • Christie’s. A Safavid Qur’an, probably Shiraz, 16th century. Sale 5062791.
  • Christie’s. Khwaju Kirmani: Khamsa, copied by Muhammad Riza al-Katib al-Balkhi, AH 1029/1620 AD. Sale 6500557.
  • Rezazade, Hengame. Visual and Structural Analysis of Fractal Geometry in the Sheikh Lotfollah Mosque Ornaments. IAU International Journal of Architecture and Urban Design, 2023.

منابع فارسی

  • معین، محمد. فرهنگ معین. ذیل واژه «شمسه».
  • دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه دهخدا. ذیل واژه «شمسه».
برو بالا

ارسال دیدگاه

نقش ایران